اگه می دونستی قطره بارون وقت دور شدن از ابر چه حسی داشت
اگه می دونستی یه بندر وقت رفتن کشتی ها چه تنها میشه
اگه می دونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه
اگه می دونستی که رفتنت چه آتیشی بر جانم کشید
اون وقت اینقدر راحت نمیگفتی: خــــــــــــــــــداحـــــــــــــــــــــافـــــــــــــــــــــــــظ
با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه...
با خبر باش
که من غرق گناهم هر شب
تا أخرين لحظه نفس كشيدن منتظر ميمانم و خواهم ماند
هنوز نمیدونست عشق یعنی چه؟
سال های دور روی یک کوه بلند یه درخت تنها بود هیچ کسو نداشت که باهاش حرف بزنه
همیشه هم یه سوال تو ذهنش بود:عشق چیه؟؟؟
آخه یه روزی یه نفر زیر سایه اش نشسته بود و داشت درباره عشق حرف میزد
درخت نمی فهمید که اون آدم چی میگه ؟!!
شاید عشقو فقط واسه آدما میدونست
مدت ها گذشت و ...

و یه روز صبح که درخت از خواب بیدار شد
چشمش به یه سیب سرخ خیلی قشنگ رو یکی از شاخه هاش افتاد
درخت عاشق شد اما هنوز نمی دونست عشق یعنی چی؟
درخت دلش میخواست با سیب حرف بزنه اما نمیدونست چه جوری؟
تا یه روز یه دختر و پسر عاشق از زیر درخت رد شدند پسر سیب و چید و به دختر داد و باهم رفتند
درخت دلش برای سیب تنگ شد
برگ هایش ریخت
و خشک شد
اما باز هم نفهمید عشق یعنی چی؟؟؟
صفحات زندگی آدم تا یه جایی سفیده
مفهوم عشق
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوست دارم تا اخرین نفس عزیزم.